چالشهای بودجه کشاورزی و راهکارهای افزایش بهرهوری
کارشناسان اقتصادی و نمایندگان بخش کشاورزی ایران معتقدند تداوم بودجهریزی سنتی بدون اولویتبندی پژوهشهای کاربردی، شفافیت در پروژههای زیرساختی و حمایت از محصولات استراتژیک همچون پنبه و دانههای روغنی، بهرهوری مزارع را تهدید میکند.
بخش کشاورزی ایران، با سهم قابل توجه در امنیت غذایی، اشتغال روستایی و تأمین مواد اولیه صنایع، همواره از حساسیتترین ارکان اقتصادی کشور بوده است. با این حال، بررسی روند بودجهریزی سالانه نشان میدهد که این بخش علیرغم نقش راهبردیاش، اغلب با کمبود منابع ساختاری، عدم شفافیت در تخصیصها و بیتوجهی به نیازهای پژوهشی و زیربنایی مواجه است. تجربیات اخیر سایر کشورها (مانند بودجه ۲۰۲۶-۲۰۲۷ پاکستان) هشداری است برای ایران که غفلت از کشاورزی میتواند هزینههای سنگینی از نظر وابستگی به واردات، کاهش بهرهوری و آسیبپذیری اقلیمی به همراه داشته باشد.
مشکلات ساختاری بودجه کشاورزی در ایران
۱. کمبود اعتبارات تحقیقاتی کاربردی: همچون نمونه پاکستان که ۴.۱۸ میلیارد روپیه برای تحقیقات بدون برنامه مشخص اختصاص داده بود، در ایران نیز سهم پژوهش از بودجه کشاورزی کمتر از یک درصد ارزش افزوده بخش است. بسیاری از پروژههای اصلاح نژاد بذر، بیوتکنولوژی و مکانیزاسیون به دلیل نبود بودجه پایدار نیمهتمام میمانند.
۲. ضعف زیرساختهای پس از برداشت: نبود سردخانههای زنجیرهای و مراکز بستهبندی مدرن در ایران باعث میشود سالانه بیش از ۳۰ درصد محصولات باغی و زراعی ضایع شود. تخصیص بودجه بدون برنامه مکانیابی و نظارت، این مشکل را تشدید کرده است.
۳. عدم توجه به تنوعبخشسازی: وابستگی شدید به محصولات آببر (مانند گندم و برنج) و نادیده گرفتن دانههای روغنی و حبوبات مقاوم به خشکی، ایران را به یکی از بزرگترین واردکنندگان روغن خوراکی و کنجاله تبدیل کرده است. بودجه فعلی مشوقی برای کشت جایگزین ارائه نمیدهد.
راهکارهای بودجهای برای افزایش بهرهوری
۱. تأمین مالی هدفمند تحقیقات کشاورزی مقاوم به اقلیم– اختصاص حداقل ۲ درصد از تولید ناخالص بخش کشاورزی به صندوق ملی تحقیقات کشاورزی.– الزام دستگاههای اجرایی (از جمله جهاد کشاورزی و پژوهشگاه بیوتکنولوژی) به ارائه «نقشه راه پژوهش» با شاخصهای مشخص نظیر: تعداد ارقام مقاوم به شوری و خشکی، کاهش مصرف آب در مزرعه، و افزایش عملکرد در واحد سطح.– ایجاد مدل بودجهریزی مبتنی بر عملکرد (Performance-based budgeting) برای پروژههای تحقیقاتی.
۲. سرمایهگذاری در زیرساختهای زنجیره سرد و کاهش ضایعات– تخصیص ردیف بودجهای مستقل برای احداث سردخانههای سیار و ثابت در قطبهای تولیدی (با اولویت استانهای خراسان، فارس و آذربایجانشرقی).– ارائه یارانه بلاعوض و تسهیلات کمبهره به تعاونیهای روستایی برای خرید تجهیزات سورتینگ و بستهبندی.– شفافیت در مناقصات زیرساختهای کشاورزی با الزام به انتشار گزارشهای فصلی پیشرفت فیزیکی.
۳. احیای محصولات استراتژیک با رویکرد بهرهوری آب– بودجه مستقل برای احیای پنبه در استانهای گلستان، خراسان شمالی و فارس با تأمین بذرهای مقاوم و سهمیه آب مشخص.– جایگزینی کشت برنج با گیاهان شورزیپسند در مناطق جنوبی با استفاده از مشوقهای مالیاتی و پرداخت مستقیم به کشاورزان.
۴. حمایت از دامداری صنعتی کوچکمقیاس و فرآوری لبنیات– اختصاص خط اعتباری ویژه به دامداران خرد برای خرید خوراک دام و نوسازی جایگاهها.– معافیت مالیاتی برای واحدهای فرآوری شیر و گوشت در مناطق روستایی و عشایری به منظور کاهش خامفروشی و افزایش صادرات.
۵. ترویج کشت دانههای روغنی داخلی– بودجه یارانه بذر و کود برای کشت کلزا، گلرنگ و کنجد در تناوب با گندم.– تعیین قیمت تضمینی رقابتی برای دانههای روغنی به گونهای که صرفهآوری ارزی حاصل از کاهش واردات روغن، در بودجه سنواتی بازتاب یابد.
نتیجهگیری
بودجه کشاورزی ایران برای عبور از وضعیت فعلی نیازمند تحول پارادایمی از «پرداخت هزینه» به «سرمایهگذاری بهرهور» است. ایران باید:– برنامههای پژوهشی را شفاف و قابل ارزیابی کند،– زیرساختهای پس از برداشت را با نگاه منطقهای و مشارکتی پیش ببرد،– و با ابزارهای بودجهای، کشاورزان را به سمت کشت محصولات مقاوم و صادراتمحور سوق دهد.
در غیر این صورت، افزایش هزینههای تولید، کاهش بهرهوری و تشدید آسیبپذیری در برابر تغییرات اقلیمی، امنیت غذایی و اقتصاد روستایی ایران را با مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد. تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که «بودجه بدون نقشه راه» نه تنها کمکی نمیکند، بلکه اعتماد و انگیزه را از ذینفعان کلیدی میستاند.